Monday, July 25, 2016

نگاهی به کارنامه اقتصادی دولت تشریفاتی حسن روحانی

 تورم اولین و مهمترین متغیر کلان اقتصادیست که دولت حسن روحانی بر رسیدگی و کنترل آن تاکید دارد بطوریکه کنترل چنین متغیری را از افتخارات کادر اقتصادی دولت خویش می داند!اولا بر پایه تئوری های کلان اقتصادی سطح قیمتها به خودی خود تحت تاثیر کاهش سطح تقاضا و بدنبال آن تشدید رکود اقتصادی در کشورها،میل به کاهش یافتن دارد و در واقع می توان گفت نرخ رشد سطح قیمتها در یک بازه ی زمانی معین(تورم)در اقتصاد ایران براساس ساز و کار اقتصاد و بازار کاهش یافته است و دوما مهار و افزایش افسار گسیخته ی تورم در اقتصاد دولتی و جکومتی کشوری همچون ایران براساس قواعد و اصول اقتصادی نیست بلکه در بسیاری از مواقع براساس بازی های سیاسی این متغیر اقتصادی دستخوش تغییر خواهد شد با این توضیح که اصولا بخش بزرگی از بازار در اقتصاد ایران در انحصار دولت و حکومت است و در نتیجه این دولت و حکومت است که می تواند با شوک های گوناگون سطح قیمت کالاها و خدمات را دستخوش تغییرات به اصطلاح سازماندهی شده قرار دهد و نمونه بارز این کنترل دولت و حکومت ایران بر تورم در اواخر دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد و سپس اوایل دوره ریاست جمهوری حسن روحانی می باشد که بخشی از بازاری های وابسته به حکومت در بازار های کالا و خدمات و همچنین خود دولت احمدی نژاد در بازارهای کاذب اقتصادی همچون بازار سکه،ارز در حال سودجویی از جیب مردم بودند که با سر کار آمدن دولت حسن روحانی این وضعیت به یکباره از بین رفت و حتی بدون اینکه اصلا حسن روحانی شروع به کار کرده باشد!دولت حسن روحانی در بحث از بین بردن بیکاری و رکود اقتصادی،افزایش سطح تولید ناخالص داخلی و بدنبال آن افزایش نرخ رشد اقتصادی بسیار ضعیف کار کرده است و در دوره ریاست جمهوری ایشان بر فشار وارد بر واحدهای تولید و تعداد بیکاران در کشور افزوده شده است و کادر اقتصادی دولت حسن روحانی در همان بدو شروع کارشان هیچ استراتژی مشخصی برای از بین بردن این وضعیت اسفبار اقتصادی نداشته اند که در یادداشت های گذشته ام و تقریبا مربوط به 3 سال پیش در مورد این مهم تذکرهایی دادم که این دولت نباید تنها به کنترل تورم در اقتصاد بسنده کند و اینکه مشکل بیکاری و رکود اقتصادی مشکل حادتری در اقتصاد ایران به شمار می آید.در بحث توافق هسته ای و منافع حاصل از این قرار داد بین المللی تنها می توان گفت که همچون گذشته تمام منافع حاصل از این توافق هسته ای صرف ماجراجویی های بی فایده منطقه ای حکومت مستبد ایران شد که باز هم این مسئله را در سالهای گذشته و در یادداشتهای اقتصادی و سیاسی ام مورد اشاره قرار دادم بطوریکه در همان ابتدای برقراری این توافق مشخص بود که منافع مبهم حاصل از این توافق صرف تشدید بحران و جنگ در کشورهای یمن،سوریه،عراق،بحرین و غیره...خواهد شد و در واقع این منافع از طریق خرید اسلحه و تجهیزات نظامی و ارسال آنها برای گروههای تروریستی و افراطی شیعی تحت حمایت حکومت ایران،دوباره در جیب قدرتهای استعماری و صاحب صنعت تولید و فروش تجهیزات نظامی در جهان(آمریکا،روسیه،چین،انگلیس و غیره...) خواهد رفت و در نتیجه می توان گفت که برقراری این توافق هسته ای برای مردم ایران هیچ سود و منفعت چشمگیری نداشته و نخواهد داشت و حتی هنوز در مقطع کنونی بسیاری از تحریمها به خاطر برنامه های موشکی و حمایت تروریستی حکومت ایران از گروههای افراطی شیعی همچون حزب الله پا برجا می باشند! 












Sunday, April 10, 2016

سکه ای به نام دونالد ترامپ!


در حال حاضر  قیمت آن تقریبا 3 سنت است و ممکن است تحت تاثیر پمپ یا شوک سیاسی یا اقتصادی قیمت آن به چندین دلار هم برسد اما تصور کنید دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برنده شود و در نتیجه این سرمایه دار پر حاشیه آمریکایی رئیس جمهور آمریکا شود سپس قیمت این سکه دیجیتال نیز فوق العاده بالا خواهد رفت و حتی در مقطع کنونی خبرهایی مبنی بر پیشی گرفتن ترامپ از رقبای خود یا احتمال شکست در برابر آنها در میان کاندیدای درون حزبی(جمهوری خواه)می تواند بر روی قیمت و توسعه پایدار این سکه تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد و حتی ممکن است با شکست کامل ترامپ در انتخابات پیش روی آمریکا این نوع سکه دیجیتال نیز بطور کامل از چرخه بازار خارج شود.
گویا دونالد ترامپ از جمله افرادیست که وعده حمایت از ارزهای دیجیتال را به طرفدارانش داده است و ایجاد چنین کوینی برای ترامپ می تواند هم دارای بار تبلیغاتی انتخاباتی خوبی برای او باشد و هم سود و استفاده مالی بیشماری برای او داشته باشد و همچنین ترامپ از این طریق می تواند از هواداران و سرمایه گذاران ارزهای دیجیتال بمنظور تسهیل روند تبلیغات خود کمک مالی  نیز دریافت کند.بهرحال در حال حاضر سرمایه گذاری بر روی این سکه پر حاشیه دارای ریسک بالایی می باشد که احتمالا سرنوشت بقا و ماندگاری آن بستگی به نتیجه انتخابات پیش روی آمریکا دارد.